در ماه ژانویه ، نیویورک تایمز مقاله ای را منتشر کرد: رمزهای عبور فراموش شده میلیونرها را از دسترسی به بیت کوین خود باز می دارد. از آن زمان این داستان ادامه دار شده است. اوج و فرود بیت کوین به خوبی مستند شده است. ارزش بیت کوین در سال ۲۰۲۰ تقریبا ۲۲۴٪ افزایش یافت. اما آنچه تحت بررسی قرار نگرفته بود (یا حداقل تا زمانی که NY Times داستان را فاش کرد) این سوال بود: وقتی رمز ورود کیف پول رمزارزهای پایه و یا دیگر رمزارزهای خود را فراموش می کنید اتفاق می افتد؟

رمز ورود گمشده به ارزش ۲۲۰ میلیون دلار

برای هر خواننده ای که نام استفان توماس را نشنیده اند ، در اینجا خلاصه ای از داستان او آورده شده است.

توماس مردی است که برای وی دو حدس برای کشف رمز ورود IronKey خود ، یک هارد دیسک کوچک که حاوی کلیدهای خصوصی کیف پول دیجیتال وی است ، باقی مانده است. کیف پول حاوی ۷،۰۰۲ بیت کوین ، که در زمان نوشتن مقاله چیزی در حدود ۲۲۰ میلیون دلار ارزش دارد. مشکل بزرگ این است: توماس نمی تواند رمز عبور را به یاد بیاورد.

حدس های ما احتمالاً ۲۲۰ میلیون دلار ارزش ندارد. و حتی اگر یک حساب کاربری قفل نشده داشته باشیم ، به طور معمول راهی برای دسترسی به سرمایه خود داریم.

اما در IronKey ، هیچ دکمه ای برای تنظیم مجدد وجود ندارد. هیچ خط تلفنی برای تماس با جایی که کسی بتواند به شما در باز کردن قفل حساب شما کمک کند وجود ندارد. IronKey قبل از اینکه دسترسی کاربر را قفل کند و محتوای آن را برای همیشه رمزگذاری کند ، ده حدس به کاربر می دهد. توماس قبلاً از هشت حدس خود، بدون موفقیت استفاده کرده است.

آنچه در مورد سیستم رمزارزهای پایه نیاز به بررسی دارد

ماهیت رمزارزها ، که باعث جذابیت آنها در وهله اول شد ، اکنون علیه برخی از دارندگان آن کار می کند. حساب های بانکی سنتی و کیف پول های آنلاین مانند PayPal می توانند راهی برای تنظیم مجدد رمزهای عبور از دست رفته یا دسترسی مجدد به حساب های قفل شده در اختیار مردم قرار دهند.

اما بیت کوین و سایر مبادلات رمزارزهای غیرمتمرکز این سرویس را ارائه نمی دهند. بخشی از ایده اصلی رمز ارزهای پایه مانند بیت کوین این بود که به هر کسی در دنیا اجازه دهید که ارز را خارج از نظارت یا مقررات سنتی دولت نگه دارد. اساساً ، این سیستم به هر کسی امکان می دهد تا کیف پول رمزنگاری شده را بدون ثبت نام در یک موسسه مالی یا احراز هویت ایجاد کند.

توماس تنها نیست. حدود ۲۰ درصد (به ارزش تقریبی ۱۴۰ میلیارد دلار) از کل بیت کوین در کیف پول های گمشده یا غیرقابل دسترسی محبوس می باشد. ساختار سیستم رمزارز پایه به وضوح امکان به خاطر سپردن رمزهای ورود و تأمین امنیت آنها را به کاربر نمی دهد.

رمزارزهای پایه با هنجارهای نظارتی بانکها تطابق کمی دارند. اما آیا این مسئله قابل تغییر است؟

فقدان احراز هویت، فرصت مناسبی را برای پولشویی فراهم می کند. این قضیه رمزارزهای پایه را برای مجرمان جذاب می کند. تجزیه و تحلیل نشان می دهد که مجرمان در سال ۲۰۱۹ با استفاده از مبادلات رمزنگاری ۲.۸ میلیارد دلار پول شویی انجام داده‌اند.

این ممکن است تنها بخشی از معاملات رمزارزها باشد. راههای زیادی وجود دارد که مجرمان برای پولشویی انجام می دهند. اما هنوز هم رمزارزهای پایه را تحت نظارت نهادهای نظارتی قرار می دهد. رمزارز هنوز فضای نسبتاً جدیدی است. مقررات مربوط به روش های مختلف خرید ، نگهداری و تجارت، چندپارچه و اغلب گیج کننده است. این روشها بین کشورها و نهادهای نظارتی متفاوت هستند.

تفاوت قوانین نظارتی صرافی ها برای رمزارزهای پایه

صرافی های متمرکز سیستم عامل ها و برنامه هایی هستند که معامله گران را قادر به مبادله رمزارزهای پایه با ارزهای فیات یا سایر رمزارزها می کند. مبادلات غیرمتمرکز امکان معاملات مستقیم ارزهای رمزپایه بین افراد را فراهم می کند. مقررات بین صرافی های متمرکز و غیرمتمرکز متفاوت است. مبادلات غیرمتمرکز یک چالش ویژه برای نهادهای نظارتی است.

مطالعات نشان می دهد که ۸۱٪ از مبادلات غیرمتمرکز، عملکرد شناخت مشتری (KYC) ضعیف دارند. به دلیل ماهیت مبادلات غیرمتمرکز ، تاکنون عمدتاً از اجرای فرآیندهای KYC چشم پوشی شده است.

مرحله بعدی برای مبادلات رمزارز

صرافی های رمزارز باید به طور گسترده تر به دنبال پیاده سازی سیستم های ضد تقلب و AML باشند. این می تواند شامل روندهای بهتر KYC ، غربالگری و تأیید هویت مشتری باشد.

تأیید هویت مزایای خود را دارد. این امر علاوه بر ایجاد نظارت، اعتماد مشتریان را افزایش می‌دهد. در یک مثال دولتی، می توان احراز هویت ثنا و یا احراز هویت برای دریافت کد بورسی را نام برد. فضای رمزارزهای پایه هنوز نسبتاً جدید اما در حال افزایش محبوبیت است. با افزایش علاقه به این صنعت ، علاقه به ایمن ترین روش های تجارت و نگهداری رمزارزهای پایه نیز افزایش می یابد. برای ادامه رقابت ، مبادلات باید اعتماد ، امنیت و تجربه کاربر را در اولویت خود قرار دهند.

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه